السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
280
تفسير الميزان ( فارسي )
گفتارى در اينكه روح در قرآن به چه معنا است در قرآن كريم كلمه « روح » - كه متبادر از آن مبدأ حيات است - مكرر آمده ، و آن را منحصر در انسان و يا انسان و حيوان به تنهايى ندانسته ، بلكه در مورد غير اين دو طايفه نيز اثبات كرده ، مثلا در آيه « فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا » « 1 » ، و در آيه « وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا » « 2 » ، و در آياتى ديگر در غير مورد انسان و حيوان استعمال كرده پس معلوم مىشود روح يك مصداق در انسان دارد ، و مصداقى ديگر در غير انسان . و در قرآن چيزى كه صلاحيت دارد معرف روح باشد نكته اى است كه در آيه « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » « 3 » است ، كه مىبينيم آن را به طور مطلق و بدون هيچ قيدى آورده ، و در معرفيش فرموده : روح از امر خداست ، آن گاه امر خدا را در جاى ديگر معرفى كرده كه « إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِه مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ » « 4 » ، و فرموده كه امر او همان كلمه و فرمان ايجاد است ، كه عبارت است از هستى اما نه از اين جهت كه ( هستى فلان چيز و ) مستند به فلان علل ظاهرى است ، بلكه از اين جهت كه منتسب به خداى تعالى است و قيامش به اوست . و به اين عنايت است كه مسيح ( ع ) را به خاطر اينكه از غير طرق عادى و بدون داشتن پدر به مريم داده شده كلمه او و روحى از او معرفى نموده ، فرموده : « وَكَلِمَتُه أَلْقاها إِلى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْه » « 5 » و قريب به همين عنايت است آيه زير كه مىفرمايد :
--> ( 1 ) روح خود راى به سوى مريم گسيل داشتيم . سوره مريم ، آيه 17 . ( 2 ) و اين چنين وحى كرديم به تو ، روحى از امر خود را . سوره شورى ، آيه 52 . ( 3 ) از تو در باره « روح » سؤال مىكنند ، بگو روح از فرمان پروردگار من است . سوره اسراء ، آيه 85 . ( 4 ) تنها امر او در هنگامى كه اراده چيزى كرده باشد اين است كه به آن چيز بگويد باش و آن چيز موجود شود ، پس منزه است خدايى كه ملكوت هر چيزى به دست او است . سوره يس ، آيات 82 و 83 . ( 5 ) و كلمه ( مخلوق ) او است كه او راى به مريم القا نمود و روحى از طرف او بود . سوره نساء ، آيه 171 .